سلام مطالبی که در اختیار شما قرار میدم همش زاییده ی ذهن خودمهمطالب من احساسی و تا حدی واقعی ان و سعی میکنم به شیوه ای درستو مناسب مطالب رو ادا کنم تا شما هم لذت ببریدتنها قنونم اینه ، تا نخوندی نظر نذار چون من برای نظر گرفتن نیومدم فقط میخوام دلمو خالی کنمخوش اومدین :)-----------------------------------------------حکایت نوشتن من حکایت اون پیرمردای بازنشستس ! دیدی که گاهی صبح زود به هوای رفتن سرکار زود از خواب پامیشن و واسه این که دیرشون نشه با عجله کاراشونو انجام میدن اما چند لحظه بعد که یادشون میاد سنشون گذشته واسه اینکه خودشونو نشکنن میرن بیرون یه چند دقیقه قدم میزنن و میان !منم مینوسیم چون عادت دارم و یه جورایی نوشتن رو تنها رفیق شفیق خودم میدونم چون نه زخم زبون میزنه و نه ازم خسته میشه !-----------------------------------------------عشق را در دنیایی نمیجویم که دیگر پروانه هایش به جای شمع عاشق چراغ های دود گرفته شهر میشوند-----------------------------------------------خدایا چشمانم را از من بگیر ...خسته شدم از اشکهایی که گاه و بی گاه میریزند و کم آبروی مانده ام را از من میگیرند-- ارکیده سیاه...ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:31